وقتی کلمه «یوگا» را می‌شنویم، اغلب اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد حرکات فیزیکی یا آساناها هستند. اما در سنت یوگا، آسانا تنها یکی از بخش‌های این مسیر است.

در یوگا سوترا پاتانجلی، مسیری هشت‌گانه برای رشد و تحول انسان معرفی میشود که به «آشتانگا یوگا» یا «هشت شاخه یوگا» شناخته می‌شود. دو شاخه اول این مسیر، یاما و نیاما هستند؛ اصولی که به ما کمک می‌کنند رابطه سالم‌تری با خودمان، دیگران و دنیای اطرافمان داشته باشیم.

اگر آساناها را تمرین بدن بدانیم، یاما و نیاما تمرین زندگی هستند.

یاما و نیاما چه هستند؟

یاماها و نیاماها را نمی‌توان قوانین خشک یا باید و نبایدهای اخلاقی دانست. در کتاب Living the Sutras از آن‌ها به عنوان ابزارهایی برای کاهش رنج و ایجاد آرامش بیشتر در زندگی یاد می‌شود.

این اصول قرار نیست به ما بگویند «انسان خوبی باشیم». بلکه به ما کمک می‌کنند ببینیم چه رفتارها، افکار و عادت‌هایی ما را از آرامش، آزادی و ارتباط عمیق‌تر با خودمان دور می‌کنند.

یاماها بیشتر به رابطه ما با جهان بیرون مربوط می‌شوند و نیاماها به رابطه ما با دنیای درون.

پنج یاما

آهیمسا (Ahimsa) – عدم آسیب‌رسانی

آهیمسا اغلب به «مهربانی» یا «پرهیز از خشونت» ترجمه می‌شود، اما معنای آن بسیار گسترده‌تر است.

گاهی آسیب‌رسانی به شکل انتقاد مداوم از خود ظاهر می‌شود. گاهی در مقایسه کردن خود با دیگران. گاهی در نادیده گرفتن نیازهای بدن و وادار کردن خود به فراتر رفتن از مرزهای سالم.

تمرین آهیمسا یعنی از خود بپرسیم:

«آیا آنچه اکنون انجام می‌دهم از سر احترام و مراقبت است یا از سر اجبار و قضاوت؟»

ساتیا (Satya) – صداقت

ساتیا به معنای زندگی در هماهنگی با حقیقت است.

این حقیقت همیشه آسان نیست. گاهی به معنای پذیرفتن خستگی است، زمانی که ترجیح می‌دهیم وانمود کنیم همه چیز خوب است. گاهی به معنای پذیرفتن احساساتمان است، بدون اینکه آن‌ها را سرکوب کنیم.

صداقت در یوگا فقط درباره راست گفتن نیست؛ بلکه درباره صادق بودن با خودمان نیز هست.

آستیا (Asteya) – نادزدیدن

بیشتر ما چیزی را از دیگران نمی‌دزدیم، اما آستیا ابعاد ظریف‌تری نیز دارد.

وقتی خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم، در واقع آرامش لحظه حاضر را از خود می‌گیریم. وقتی دائماً احساس می‌کنیم چیزی کم داریم، فرصت قدردانی از آنچه اکنون در اختیار داریم را از دست می‌دهیم.

تمرین آستیا دعوتی است برای زندگی از جایگاه فراوانی، نه کمبود.

برهماچاریا (Brahmacharya) – استفاده آگاهانه از انرژی

در گذشته این اصل اغلب با مفهوم پرهیز جنسی توضیح داده می‌شد، اما بسیاری از معلمان معاصر آن را به معنای مدیریت انرژی می‌دانند.

امروزه شاید برهماچاریا یعنی توجه کنیم انرژی ذهنی و جسمی خود را صرف چه چیزهایی می‌کنیم. چه مقدار از انرژی ما صرف نگرانی، شبکه‌های اجتماعی، مقایسه یا فعالیت‌هایی می‌شود که واقعاً برایمان ارزشمند نیستند؟

آپاریگراها (Aparigraha) – رها کردن وابستگی

زندگی مدرن دائماً به ما می‌گوید که برای خوشحال بودن به چیز بیشتری نیاز داریم؛ موفقیت بیشتر، پول بیشتر، تأیید بیشتر یا حتی انعطاف بیشتر در یوگا.

آپاریگراها ما را دعوت می‌کند کمی مکث کنیم و از خود بپرسیم:

«اگر همین حالا چیزی کم نباشد، چه؟»

این اصل به معنای رها کردن تلاش نیست؛ بلکه رها کردن چسبیدن به نتیجه است.

پنج نیاما

شاوچا (Saucha) – پاکی و وضوح

شاوچا فقط به تمیزی بدن یا محیط محدود نمی‌شود.

افکاری که وارد ذهن می‌کنیم، محتوایی که مصرف می‌کنیم، افرادی که با آن‌ها وقت می‌گذرانیم و حتی گفت‌وگوی درونی ما نیز بخشی از شاوچا هستند.

پاکی در اینجا به معنای ایجاد فضایی روشن‌تر و شفاف‌تر برای زندگی است.

سانتوشا (Santosha) – رضایت

سانتوشا شاید یکی از دشوارترین تمرین‌های عصر حاضر باشد.

این اصل از ما نمی‌خواهد دست از رشد برداریم. بلکه دعوت می‌کند در کنار تلاش برای رشد، بتوانیم قدردان جایی که اکنون هستیم نیز باشیم.

رضایت به معنای توقف نیست؛ به معنای صلح با لحظه حاضر است.

تاپاس (Tapas) – انضباط و تعهد

تاپاس اغلب با سخت‌گیری اشتباه گرفته می‌شود.

اما در سنت یوگا، تاپاس به معنای آتش درونی است؛ نیرویی که به ما کمک می‌کند حتی زمانی که انگیزه نداریم، به آنچه برایمان مهم است متعهد بمانیم.

نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق و آگاهی.

سوادهیایا (Svadhyaya) – خودشناسی

سوادهیایا معمولاً به «خودشناسی» ترجمه می‌شود، اما در سنت یوگا معنای گسترده‌تری دارد. این واژه علاوه بر مشاهده و شناخت الگوهای ذهنی و رفتاری خود، به مطالعه متون معنوی و آموزه‌های حکیمانه نیز اشاره می‌کند.

در گذشته، تمرین‌کنندگان یوگا با مطالعه متونی مانند بهاگاواد گیتا، اوپانیشادها و یوگا سوتراها، درک عمیق‌تری از خود، زندگی و مسیر معنوی به دست می‌آوردند.

امروزه سوادهیایا می‌تواند هر دو جنبه را در بر بگیرد؛ هم مشاهده صادقانه دنیای درون و هم مطالعه آثاری که ما را به تأمل، رشد و آگاهی بیشتر دعوت می‌کنند.

شخصاً مطالعه Bhagavad Gita را به هر فردی که به فلسفه یوگا علاقه‌مند است توصیه می‌کنم. این کتاب تنها یک متن مذهبی نیست؛ بلکه گفت‌وگویی عمیق درباره زندگی، مسئولیت، تردید، عمل و آرامش درونی است که پس از هزاران سال همچنان برای زندگی امروز الهام‌بخش باقی مانده است.

ایشوارا پرانیدهانا (Ishvara Pranidhana) – رها کردن کنترل مطلق

این اصل معمولاً به تسلیم در برابر چیزی بزرگ‌تر از خود ترجمه می‌شود.

برای برخی افراد این مفهوم جنبه معنوی یا الهی دارد. برای برخی دیگر به معنای پذیرش این حقیقت است که نمی‌توان همه چیز را کنترل کرد.

گاهی آرامش زمانی پیدا می‌شود که دست از تلاش برای کنترل تمام جزئیات زندگی برمی‌داریم.

چگونه یاما و نیاما را تمرین کنیم؟

تمرین یاما و نیاما نیاز به ساعت‌ها مدیتیشن یا مطالعه متون فلسفی ندارد.

می‌توان آن‌ها را در تصمیم‌های کوچک روزمره تمرین کرد:

  • با مهربان‌تر صحبت کردن با خودمان.

  • با احترام گذاشتن به مرزهای بدن.

  • با کمتر مقایسه کردن خود با دیگران.

  • با قدردانی از داشته‌هایمان.

  • با انتخاب آگاهانه‌تر نحوه استفاده از زمان و انرژی.

یوگا از لحظه‌ای شروع نمی‌شود که روی مت می‌ایستیم و با پایان کلاس نیز تمام نمی‌شود.

شاید بتوان گفت یاما و نیاما یادآوری می‌کنند که مهم‌ترین بخش تمرین، همان زندگی روزمره ماست؛ جایی که هر روز فرصت داریم آگاهانه‌تر، مهربان‌تر و آزادتر زندگی کنیم.

با عشق 

یاسمن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چت آنلاین
ارسال از طریق واتساپ